title
صافی بر کفش‌های گلی خدا
زمان:

21

دقیقه

تاریخ:

2026-03-23

داستان کوتاه

"صافی بر کفش‌های گلی خدا"

1- مقدمه: کفش‌های گلی خدا، مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه، اثرِ باسط یزدانی است. این مجموعه شامل ۱۳ داستان کوتاه است که در ۹۱ صفحه نوشته و توسط انتشارات آوای زریاب، به تازگی منتشر شده است. این مجموعه‌ی داستانی، ترکیبی از ریالیسم اجتماعی، ریالیسم جادویی و نمادگرایی است.

2-ساختار و فرم: در این مجموعه، اغلب از راوی "شخص سوم" یا "دانای کُل" استفاده شده. فُرم روایت‌ها خطی و یک‌نواخت نیست. گاه به گذشته فلش‌بک می‌زند، گاه در حال جریان پیدا می‌کند و گاه "جریان سیال ذهن" را می‌بینیم و می‌شنویم. پایان‌‌‌‌های داستان‌ها، بسته نیستند و هیچ‌گونه قطعیت و داوری از سوی نویسنده در آن‌ها وجود ندارد؛ بل‌که پایان‌ها باز استند و خواننده را به تفکر و تامل وا می‌دارد.

3-شخصیت‌پردازی: شخصیت‌ها گاهی انسان‌های عادی اند، گاهی گربه و سگ، گاهی پارچه‌های آویزان در یک کارگاه، گاهی گُدی‌پران‌های گل‌غندی، گاهی فرشته‌ی مرگ و گاهی هم کفش‌های گلی خدا.

شخصیت‌‌های واقعی، گاه آن‌قدر طبیعی اند که حس "هم‌ذات‌پنداری" با آن‌ها پیدا می‌کنیم و گاهی این شخصیت‌ها در ظاهر واقعی اما در اصل نمادین اند و پشت آن شخصیت‌ها معنا و مفهومِ عمیق‌تر خوابیده؛ مانند: شخصیت‌ داکتر و مرده‌شُوی در داستانِ "مرد میان‌سال و گربه".

4-زبان و بیان: زبان این مجموعه‌ی داستانی، نثری‌ست ساده و روان با لهجه‌ی کابلی. ریتم آن نظر به موقعیت‌ها گاهی تُند است و گاهی کُند. نمادها خیلی طبیعی جا افتاده‌ اند؛ به‌گونه‌ی که نمادین‌بودن یا واقعی‌‌بودن آن‌ها به سادگی قابل تشخیص نیستند و به بازخوانی و تفکر نیاز دارند.

5-مضمون یا درون‌مایه: این مجموعه‌ی داستانی به ظاهر روایت‌های ساده از دل جامعه‌ و گاهی روایت‌های تخیلی از ذهن نویسنده است؛ اما این روایت‌های ساده، نمادین و گاه تخیلی، حامل این درون‌مایه‌های عمیق و ارز‌ش‌مند می‌باشند:

۱- در جست‌وجوی معنا؛ نمونه‌ای از داستان: مرد میان‌سال خطاب به گربه می‌گوید: "مدتی می‌شود که دنبال دوست استم. ما خیلی شبیه هم استیم. تو میان این کثافات دنبال چیزی گران‌بها برای ادامه‌ی حیات استی و من هم شبیه تو در این دنیا به دنبال چیزی گران‌بها استم. خسته شدم؛ می‌دانی؟ گران‌بهاترین چیزها را یافتم؛ اما همین که چند روز می‌گذشت برایم بی‌ارزش می‌شدند. تو هم هر آن‌چه را می‌یابی، بی‌درنگ خورده و هضم می‌کنی و در آخر به چیزی بی‌ارزش و کثیفی مبدل می‌شود. ...". ۲- شکنندگی و بی‌ثباتی ارزش‌های غیر عینی یا خیالی؛ نمونه‌: مادر آهی کشید و گفت: "بچیم! پیسه‌های داودخانی سال‌ها می‌شود که نمی‌چَلَند". سایر درون‌مایه‌ها: آزادی، جنگ، تروما و زخم‌های کودکی، رنج، جوان‌مردی، خیرخواهی و خیررسانی.

نقطه‌های قوت: نثر ساده، روایت‌های ترکیبی(ریالیسم اجتماعی، ریالیسم جادویی، نمادگرایی) و از همه مهم‌تر حمل‌کردن مضمون‌ها و دورن‌مایه‌های عمیق با نثر و روایت‌های ساده، از نقطه‌های قوت این مجموعه است. نویسنده با وجود این‌که جوان و تازه‌کار است؛ اما به خوبی از پس آن برآمده و مضمون‌های ارزش‌مندی را روایت کرده. ترتیب داستان‌ها در کتاب، ترتیب زمانی دارد و مسیر رشد نویسنده در آن صعودی و رو به بالا محسوس می‌شود.

نقطه‌های ضعف: کتاب دارای شماره‌ی شابک یا شماره‌ی استندرد بین‌المللی کتاب یا ISBN نیست.

نارسایی‌ها و اشتباه‌های دستوری و نگارشی وجود دارد که این نقد بیش‌تر بر ویراستار کتاب وارد است.

این‌که فُرم‌ روایت‌ها خطی و یک‌نواخت نیستند، نکته‌‌ی ضعف پنداشته نمی‌شود؛ بل‌که گاهی شخصیت از یک صحنه به صحنه‌ی دیگر به‌گونه‌ای پرت می‌شود که خواننده به سختی متوجه آن می‌شود. در تبدیل صحنه‌ها، گاهی پرش وجود دارد. نویسنده در ویرایش یا در اثرهای بعدی به این نکته‌ی مهم باید توجه داشته باشد و جابه‌جایی صحنه‌ها را طبیعی‌تر و نرم‌تر بکند؛ به‌گونه‌ای که قبل از فلش‌بک، یک جمله‌ی کوتاه که ذهن خواننده را برای تغییر صحنه آماده بسازد، بنویسد.

جمع‌بندی: این مجموعه‌ی داستانی، ارزش چندبار خواندن را دارد؛ زیرا حامل دورن‌مایه‌های ارزش‌مند است و در ضمن پایان‌ هر داستان، خواننده را به تفکر وا می‌دارد و سبب می‌شود که ذهن ورزش کند.

یاسین رحیمی