میهن
میهن
از مجموعه
رمان
زمان:

دقیقه

تاریخ:

3/30/2026

شعر

زخم است اندرون تو ای سر زمین من

درد است رگ، رگ، خاکت نگین من

رفتند، غربت و عزمی سفر به پیش

فرسوده و شکسته شده، سر زمین من

دیگر بهار و رونق پیشش به خانه نیست

خشک است، خاک و زمین و برین من

باغ ها که سوگ و سیاهی کَرخت بُود

در آتش است کابل زیبا زرین من

بلخ و هرات، غزنه و پامیر، پنجشیر

افتیده است در تله‌ی، سر‌ زمین من

آتش فروغ و درونت چه سوختن است

ویران گشته مُلک و زمین این چنین من

دردیست شمال و جنوب، رخنه می‌کند

این قصه‌ یست، تلخ و که دیدن زمین من

آوارگیست، چند و ز چندین دهه گذشت

درد های بی‌شمار ‌و رسیده برین من

ای نسل نو، خوش قدمِ پا بلند نما

این بود حدیث و شیون، سر زمین من

other